به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ در ادامه نکات مهم و صوت این جلسه تقدیم مخاطبان می شود:
* چندان از حکومت امیرالمومنین(علیه اسلام) نگذشته بود که بلوای جمل اتفاق افتاد.
* هرکسی که امیرالمومنین(علیه اسلام) هم منصوب کردند حتما بعدا آدم خوبی از آب درنیامد اما عمده آنها که والی حکومت علوی بودند آنهایی بودند که دنبال پست و مقام نبودند.یعنی هرکسی والی حکومت علوی است لزوما خوب نیست.
* زیاد بن ابیه را آنقدر ابن عباس اصرار کرد تا والی فارس شد. در واقع زیاد زیر دست ابن عباس است و همین آدم بعد از امیرالمومنین(علیه اسلام) چون اسرار شیعیان را می دانست و یار معاویه شد خیلی از شیعیان را شهید کرد.
* طلحه و زبیر سر مسائل مالی انتلاف کردند. یکی از نکاتی که در جامعه خطر نفاق علیه حق را نشان می دهد اینکه دو آدم از دو گروه مختلف سیاسی و عقیدتی با هم ائتلاف کنند. زبیر فامیل امیرالمومنین(علیه اسلام) بود و طلحه فامیل خلیفه اول! زبیر شیعه بود و طلحه از طرفداران سرسخت شیخین بود. هر دو این ها رشوه های زیادی گرفتند تا دربرابر حق کشی ها و ناحق شدن ها در زمان عثمان سکوت کنند.
* الان وضع افتضاح که در بازار اسلامی است که تولید کننده و دلال و مغازه دار رحم نمی کند به مردم و چیزی است که آن روز هم امیرالمومنین(علیه اسلام) این وضعیت را هشدار می داد.
* در جریان جمل باید محلی را برای کودتا انتخاب می کردند. مکه جای خوبی نبود اولا نزدیک مدینه بود دوما امیرالمومنین(علیه اسلام) قریشی بود و با این که قریش بعدا از حضرت علی(علیه اسلام) حمایت نکرد اما برای قریش افت داشت که در خانه شان علیه شان کودتا شود سوما مکه جای مقدسی بود و هیچ کس دوست نداشت در آن جا خونریزی شود. عبدالله بن زبیر که در مکه حکومت تشکیل داد و 2 بار منجنیق خورد به خانه کعبه به خاطر جنگ با یزید سال ها شعرا علیه عبدالله بن زبیر شعر گفتند. در مدینه نمی توانستند. کوفه جای خوبی نبود چون چند نفر بودند که در کوفه اجازه نمی دادند و این نقش خواص بود. یکی مثل حجر بن عدی یکی از این خواص بود که اجازه فتنه گری نمی داد.
* آن کسانی که با سیره علوی دم خورند می دانند غرور حضرت 2 بار شکسته شده است. یکی کوچه بنی هاشم و یکی مردم کوفه. 3 سال بعد از جنگ جمل سپاه عظیم حضرت خالی شد و مردم کوفه کم آوردند. یک زمانی رسید که به ناموس مسلمین تجاوز می شد و حضرت علی(علیه اسلام) گریه و زاری و ابراز غم می کردند و طلب یاری برای مقابله با معاویه اما مردم کوفه بریده بودند و به کمک حضرت نمی آمدند.
* گاهی پیش می آید دست حضرت علی(علیه اسلام) بسته بود لذا برای اینکه اصل نظام اسلامی ور می افتاد حضرت علی(علیه اسلام) سکوت می کند و نمی تواند و استقلال جامعه در خطر است و امپراطوری بیزانس می آید دنبال براندازی حکومت اسلامی است لذا حضرت تنها ناله و گریه و زاری می کنند در مقابل کشیدن خلخال از زن پای یهود، چون مردم بریده اند.
* سیر این است که اگر استقامت نکنیم در راه اصول خدا و اسلام و دائما بگوییم به من چه؟ دشمن یکپارچه و مستحکم است و بلایی سرمان می آید که فکرش را نمی کنیم. الان اصل قضیه داعش و مواجهه اصلی اش خودشان می گویند با یهودیان به ظاهر مسلمان است که به آنها می گویند روافض صفوی و منظورشان شیعیان ایران است.
* حضرت علی(علیه اسلام) عثمان بن حنیف را به بصره می فرستند و طغیانگران به سمت بصره می آیند اما چون طرفداران زبیر و طلحه زیاد بودند، عثمان بن حنیف در بصره شکست می خورد. 2 طایفه حامی امیرالمومنین بنی عبدالقیس و ربیعه ای های یمنی ها بودند که در این جنگ، هر دو در این جنگ ابتدایی شکست می خورند. ریش های عثمان بن حنیف را می کنند و بعضی نقل ها می گویند عثمان بن حنیف همان جا کشته می شود یعنی حکومت عثمان بن حنیف به یک سال نکشید.
* در مرام بعضی ها مرام نهج البلاغه مرام و مانیفست مارکس است. این ها مفرطین هستند و افراط گرا در مانور مال و پول و ثروت هستند.
* حضرت علی(علیه اسلام) به این آقای عثمان بن حنیف که از عباد و زاهدان است نامه ای محکم می نویسد. چرا؟ چون عثمان بن حنیف دعوت مهمانى سرمایهدارى از مردم بصره را پذیرفت. در این مهمانی هیچ گناهی اتفاق نیفتاد ولی امیرالمومنین انتظار ندارد حاکمش اینگونه باشد و در این نامه می آورد: الا و ان امامکم قد اکتفی من دنیاکم بطمریه و من طعمه بقرصیه، الا و ان لکل مأموم اماماً یقتدی به و یستضیء بنور علمه، الا و انکم لا تقدرون علی ذلک ولکن اعینونی بورع و اجتهاد و عفه و سداد. یعنی آگاه باشید که امام شما از دنیای شما به دو جامه کهنه و از طعام خود، به دو قرص نان اکتفا کرد. آگاه باشید که هر مأمومی را امامی است، که به او اقتدا می کند و به نور علمش روشنی می گیرد، آگاه باشید که شما بر این کار توانایی ندارید، ولی مرا به "ورع"، "کوشش"، "پاکدامنی" و "استواری" یاری کنید



